کنگره‌ی سرکش کاخ علم

نویسنده: عرفان خسروی / دیرینه‌شناس و روزنامه‌نگار علم
پیرو یادداشت پیشین صاحب این صفحه‌کلید در دانستنیها، خبر خوبی از راه رسید و انجمن دیرینه‌شناسی ایران سوم آبان را به عنوان «نخستین روز ملی سنگواره» برگزید...
پیرو یادداشت پیشین صاحب این صفحه‌کلید در دانستنیها، خبر خوبی از راه رسید و انجمن دیرینه‌شناسی ایران سوم آبان را به عنوان «نخستین روز ملی سنگواره» برگزید. این روز را به همه‌ی علاقه‌مندان به سنگواره‌ها، به‌ویژه دیرینه‌شناسان تبریک می‌گویم. بنامیزد!
همان‌طور که بارها پیش‌ازاین، از جمله در یادداشت شماره‌ی قبل خود در دانستنیها، اشاره کردم، نباید از دیرینه‌شناسی به عنوان شاخه‌ای از علوم پایه، انتظار داشته باشیم مثل رشته‌های فنی زایایی اقتصادی داشته باشد؛ گرچه ممکن است از دانش دیرینه‌شناسان برای کشف معادن زغال یا سفره‌های نفتی استفاده شود یا همین دانش را در عرصه‌های اقتصادی گسترده‌ای، مثل گردشگری، موزه‌داری و ترویج علم به کار گرفت، اما شغل دیرینه‌شناس پرداختن به هیچ‌کدام از این عرصه‌ها نیست و باید شرایط پژوهشی برای این رشته و بسیاری حوزه‌های دیگر علوم پایه، طوری فراهم شود که حیطه کاری پژوهشگران علوم پایه از دغدغه‌های اقتصادی جدا بماند.
اگر قرار باشد دانشمندان بر مسائل اقتصادی متمرکز شوند و همچون مهندسان و فناوران،  با رویکرد مسئله‌محور در پی پیداکردن راهی کوتاه‌تر به سمت تولید ثروت یا کاهش ضرر باشند، نه تنها دیگر مجالی برای کندوکاو در گوشه و کنار علم باقی نمی‌ماند، بلکه اساسا چنین رویکردی با ذات علم ناسازگار است.
سازوکار پژوهش علمی که گاهی به آن روش علمی هم گفته می‌شود، به این صورت است که بر اساس شواهد مختلف، فرضیاتی ساخته شود و دانشمندان برای نزدیک‌شدن به درست‌ترین فرضیه، در پی ابطال این فرضیه‌ها با آزمون‌های سرنوشت‌ساز مختلف باشند و اگر فرضیه‌ای بارها و بارها آزموده شد و باطل نشد، به عنوان نظریه‌ای که می‌توان به آن اعتماد کرد، درنظرگرفته می‌شود، اما سازوکار پیشرفت فناوری کاملا برعکس است. مهندسان (یعنی همه‌ی کسانی که با دانش فنی در پی حل مسئله‌ای هستند) به جای فرضیه‌سازی و تلاش در راه ابطال فرضیات خود، باید راه حل‌هایی بیابند و اثبات‌کنند که این راه‌حلی که یافته‌اند، از نظر اقتصادی موجه است. تفاوت بزرگ علم و فناوری همین‌جا معلوم می‌شود و خطر بزرگی که هر دو حوزه را تهدید می‌کند، درنظرنداشتن این تفاوت‌هاست. رشته‌ی دیرینه‌شناسی از بهترین مصادیق تفاوت‌های علم و فناوری است و آسیب‌هایی که از خلط کارویژه‌های علم و فناوری، عارض این رشته و پژوهشگران سنگواره‌شناس می‌شود، از مشهودترین کاستی‌هایی است که نصیب اصحاب علم می‌شود. فقدان موزه‌های کارآمد تاریخ طبیعی برای نگهداری، حفاظت و بایگانی نمونه‌های سنگواره‌ای، کمینه‌بودن کمک‌هزینه‌های پژوهشی در حوزه‌ی دیرینه‌شناسی و تشویق دیرینه‌شناسان به انجام طرح‌های اقتصادی و عدم تمرکز بر پژوهش محض، برخی از این کاستی‌ها هستند. این کاستی‌ها در شأن کشوری همچون ایران که در عرصه‌های پژوهشی دیگر بسیار توسعه‌یافته است، نیست. برای مثال، تصوری که از «موزه‌ی تاریخ طبیعی» در ایران وجود دارد، نمایشگاهی از نمونه‌های مختلف سنگواره، گیاه و جانور است که در معرض دید مردم قرار دارند. طبق این تعریف، چندتایی موزه‌ی تاریخ طبیعی در ایران داریم، اما هیچ‌کدام از این موزه‌ها، طرحی برای جمع‌آوری و پژوهش و بایگانی نمونه‌های علمی ندارند. بایگانی نمونه‌های علمی، سازوکاری مدون و در چهارچوب روش علمی است تا هم ضامن حفاظت از نمونه‌های مهم علمی باشد، هم ضامن دسترسی بی‌دغدغه‌ی پژوهشگران بعدی به نمونه‌های موزه‌ای.
اگر نشان‌دادن مرزهای علم و فناوری برای مشخص‌کردن حدود و ثغور سرزمین علم به‌قدر کافی روشن نیست، همین مثالی که از ضرورت موزه‌های تاریخ طبیعی کارآمد زده شد، می‌تواند روشنگر وجه دیگری از ماهیت علم باشد؛ وجهی از علم که پهلو به هنر می‌زند. خوشبختانه ضروریات و قواعد حاکم بر دنیای هنر در کشور ما-گرچه به نقصان‌هایی- بسیار بهتر از علم درک شده است؛ از جمله‌ چند موزه‌ی شاخص هنری که به جز نمایشگاه آثار هنری، بایگانی‌هایی حفاظت‌شده نیز دارند.
دنیای علم عرصه‌ی حیرت است و تأمل. هیچ دانشمندی بی‌گزیدن انگشت حیرت، نمی‌تواند قدمی در علم پیش برود. کسی که از دیدن جهان شگفت‌زده نمی‌شود یا درنگی ندارد و تأملی نمی‌کند؛ هرگز به پرسشی نمی‌رسد که بخواهد در پی پاسخی برای آن، پویشی کند. این حیرت و درنگ و تأمل، همان وجهی است که پهلوی علم را به هنر نزدیک می‌کند و از همین روست که در هر دو سرزمین، ضرورتی به نام موزه پدیدار می‌شود؛ موزه‌هایی نه برای تماشای مردم عادی، بلکه خلوت خاصانی که اهل مشاهده و شگفتی‌اند.
این همان وجهی از علم است که از قضا در دیرینه‌شناسی تجلی خاصی یافته. آلن دو باتن در هنر سیر و سفر، وجه تمایز آثار هنری را «خلاصه‌کردن‌ مؤکد چیزهایی» می‌شمرد که
«واقعیت بر ما تحمیل کرده» (1) و این گویی وصفی است از لحظه‌ی کشف سنگواره‌ای: اثر حیرت‌انگیز حیات که از سنگ‌های اطرافش تمایز دارد؛ گویی دستی هنرمند، پیکره‌ای زیبا را در دل سنگ تراشیده تا تو پیدایش کنی! شاید از آن رو که در کشور ما، همه‌ی نگاه‌ها، همواره معطوف به توسعه‌ی فناوری بوده، چندان توجهی به این وجه نشده و نتیجه این بی‌توجهی، بی‌نصیبی دیرینه‌شناسان ایرانی از موزه‌ای است که هم مأمن و گنجینه یافته‌های ایشان باشد، هم آوردگاه تبادل نظر و پژوهش‌های علمی، هم تماشاگه حائرانی که در جست وجوی لحظه‌ای درنگ در آثار بی‌مانند سنگواره‌ای می‌نگرند.

1-  آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ترجمه‌ی گلی امامی، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۵،  ص ۲۱.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code