عجايب

پـدر وحــشت

نویسنده: کسری کریمی طار
otsuya Kaidan از مشهورترین داستان‌های ترسناک ژاپنی است، داستانی درباره‌ی عشق ، خیانت و نفرت که حول محور یک سامورایی بی‌وجدان، جوانی بی‌خرد، زنی فدا شده و دختری حسود می‌گذرد. وقتی «شینجی میکامی» (Shinji Mikami)برای نخستین بار این داستان را از معلمش شنید، تنها 10 سال داشت....
 Yotsuya Kaidan  از مشهورترین داستان‌های ترسناک ژاپنی است، داستانی درباره‌ی عشق ، خیانت و نفرت که حول محور یک سامورایی بی‌وجدان، جوانی بی‌خرد، زنی فدا شده و دختری حسود می‌گذرد.  وقتی «شینجی میکامی»  (Shinji Mikami)برای نخستین بار این داستان را از معلمش شنید، تنها 10 سال داشت. او که خود انسانی نسبتا ترسو است، هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد در سی سالگی بازی‌ای بسازد که برای همیشه تعریف ژانر وحشت را در دنیای سرگرمی تغییر دهد. همین ترس ذاتی در او باعث شد به شخصیت‌هایی آسیب پذیرعلاقه داشته باشد که در موقعیت‌های وحشتناک خود را می‌یابند. او در زمان ساخت «رزیدنت ایول» که بزرگ‌ترین بازی عمرش محسوب می‎شود، بیش از سه ماه زمان صرف مطالعه‌ی روان‌شناسی ترس کرد تا بتواند تعریف جدیدی از وحشت را در جهان بازی ارائه دهد. او طی نزدیک به سه‌دهه حضورش در صنعت بازی روی عناوین مختلفی کار کرده که بیشتر آن‌ها آثاری موفق بودند؛ هرچند گیمرها و منتقدان هنوز هم او را با لقب «پدر وحشت» می‌شناسند. The Evil Within 2  جدیدترین عنوانی است که میکامی در آن به عنوان تهیه‌کننده ایفای نقش کرده؛ بازی‌ای که همین چند هفته‌ی پیش روانه‌ی بازار شد و استقبال دوستداران ژانر وحشت را به همراه داشت؛ موضوعی که ما را ترغیب کرد پرونده‌ای مختص میکامی تهیه کنیم؛ پرونده‌ای درباره‌ی بازی‌سازی که روزهای  سختی را سپری کرد تا امروز در فهرست بهترین بازی‌سازان تاریخ جای بگیرد.

رویای راننده‌ی فرمول وان بودن برای فردی که به عنوان پدر ژانر وحشت در صنعت بازی شناخته می‌شود، کمی عجیب اما واقعی است. «وقتی نوجوان بودم اصلا گیم بازی نمی‌کردم؛ حتی به فکرم هم نرسیده بود که درآینده طراح بازی می‌شوم». شینجی میکامی نخستین بار مجذوب بازی‌های کشتی کچ شد و در مواقع بیکاری وقت خود را پشت دستگاه‌های آرکیدی که بازی کشتی کچ داشتند، می‌گذراند. بیست و پنج ساله بود که از دانشگاه دوشیشا در رشته‌ی بازرگانی فارغ التحصیل شد و گمان می‌کرد درآینده به یک بیزنس من موفق تبدیل می‌شود، اما سرنوشت او را روانه‌ی شرکت کپکام کرد. «در آن هنگام رسم این بود که شرکت‌های بزرگ و کوچک برای استخدام فارغ التحصیلان مراسم و مهمانی‌های کوچکی برگزار کنند. از این طریق بود که وارد کپکام شدم». استخدام در کپکام دست کمی از معجزه برای میکامی نداشت. ابتدا به او گفته شد که نمی‌تواند در کپکام کار کند اما یک هفته‌ی بعد طی تماسی مطلع شد که در شرکت استخدام شده است....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code