پدر شب‌پره‌های بی‌خانمان

نویسنده:
آن شب تابستانی را مثل دیروز به خاطر دارد. هشت سال داشت و خواهرش یك دانش‌آموز دبیرستانی بود. آن شب، روی بهارخواب خانه‌شان سوسك قاب بال درشتی با سروصدای زیاد پرواز کرد و درست جلویشان فرود آمد...
آن شب تابستانی را مثل دیروز به خاطر دارد. هشت سال داشت و خواهرش یك دانش‌آموز دبیرستانی بود. آن شب، روی بهارخواب خانه‌شان سوسك قاب بال درشتی با سروصدای زیاد پرواز کرد و درست جلویشان فرود آمد. حسین با احتیاط سوسک را برداشت و به اتاقش برد. نیم ساعتی حرکات پاها و فرم بی‌نظیر بال‌ها و شکل شاخک‌هایش را نگاه كرد؛ «موجود به غایت زیبا و عجیبی توی دست‌هایم بود که محال بود بتوانم بکشمش.» از پنجره‌ی اتاق آزادش کرد. کمتر از 10 دقیقه بعد، دوباره به سمت چراغ‌های بهارخواب پرواز کرد و همین قصه تکرار شد. شاید این خاطره‌ی پررنگ دوران كودكی و همین مواجهه‌های نزدیک با حشرات، جرقه‌های اولیه‌ی حشره‌شناس شدن حسین  بودند. دکتر حسین رجائی، پروانه‌شناس موزه‌ی تاریخ طبیعی اشتوتگارت است. او کسی است كه اخیرا نامش به خاطر معرفی یک خانواده جدید شب‌پره بر سر زبان‌ها افتاده است. پس بگذارید به او یك نام تازه بدهیم؛ «پدر شب‌پره‌ها».
« در شهرستان مرزی تایباد كه کمتر از ٥٠ كیلومتر با مرز افغانستان فاصله دارد، بزرگ شدم. همه‌ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهر گذراندم. شهری كویری با كمترین امكانات، ولی با آدم‌هایی مهربان و دلهایی به وسعت کویر.» این چند جمله، اولین چیزهایی است كه حسین رجائی درباره‌ی زادگاهش می‌گوید: «تا پایان دوره‌ی دبیرستان در تایباد بودم. با اینکه همه چیز خالی از تجمل بود، اما زندگی راحت و شادی داشتیم. مخصوصا معلم‌هایمان خیلی آدم حسابی بودند. یکی از الهام‌بخش‌ترین‌هایشان معلم زیست‌شناسی‌ دوران دبیرستان‌مان «ابراهیم سمندوك» بود...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code