ولاد؛ دراکولای حقیقی

نویسنده:
این فرمانروای اهل رومانی، در قرون‌وسطی با القاب زیادی شناخته می‌شد که تمام این القاب پست و شنیع بودند. برای بعضی‌ها نام او، «ولاد سوم» است و برای برخی دیگر «ولاد دراکولا». بااین‌حال در کتاب‌های تاریخی از او با القابی همچون «ولاد جلاد» و معروف‌تر از همه به‌عنوان «ولاد دراکولا» یاد می‌شود...
ترجمه: یوسف اسفندیاری| این فرمانروای اهل رومانی، در قرون‌وسطی با القاب زیادی شناخته می‌شد که تمام این القاب پست و شنیع بودند. برای بعضی‌ها نام او، «ولاد سوم» است و برای برخی دیگر «ولاد دراکولا». بااین‌حال در کتاب‌های تاریخی از او با القابی همچون «ولاد جلاد» و معروف‌تر از همه به‌عنوان «ولاد دراکولا» یاد می‌شود. این القاب به دلیل خوی وحشی‌گری و روش‌های شکنجه‌ی او بود. یکی از متداول‌ترین شکنجه‌هایی که انجام می‌داد، این بود که بدن قربانی‌ها را در بالای چوب به میخ می‌کشید و بدن‌های متعفن این جنازه‌ها را به همان حال در بالای چوب رها می‌كرد و در جنگل قرار می‌داد. اصطلاح معروف «جنگل به میخ‌کشیده‌ها» به‌مثابه‌ی هشداری برای ترک‌های عثمانی بود و این تاکتیک‌های وحشت برانگیز او باعث شده بود که عثمانی‌ها به فکر حمله نیفتند. ولاد که بعد از سال‌ها توانسته بود کنترل سرزمینش را در دست بگیرد، از هیچ کاری برای محافظت از آن فروگذاری نمی‌کرد.

از وحشی‌گری‌های ولاد زیاد شنیده‌ایم، برای نمونه این‌که این فرد وحشی بدنام دشمنانش را در آب جوش می‌انداخت، آن‌ها را می‌سوزاند و دل ‌و روده‌ی آن‌ها را درمی‌آورد، با ‌وجود این، هنوز برخی از او به‌عنوان یک قهرمان ملی یاد می‌کنند؛ یک مسیحی ارتدکس که می‌خواست جلوی عثمانی‌ها را بگیرد. تنها این ترک‌های عثمانی نبودند که مورد غضب او قرار می‌گرفتند؛ بلکه هر فردی فارغ از سن و جنسیتش اگر مرتکب خلافی می‌شد، حکم صادره، اشد مجازات بود. نقل شده است که او به‌عنوان آزمایش، یک جام طلایی را در میدان مرکزی شهر «تروویشته» قرار داد، ولی در دوران حکومت او هیچ‌کس جرئت دزدیدن این جام را نداشت. با خواندن داستان ولاد می‌توانیم نگاهی اجمالی به دورانی سرشار از جنگ و درگیری بیندازیم؛ دورانی که یک مرد در نظر عده‌ای شیطان بود و در نظر عده‌ای دیگر یک ناجی...

 



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code