سرمقاله

وقتی زمین بی‌خبر لرزید ...

نویسنده: محمدحسین جهان‌پناه دبیر بخش شگفتی تكنولوژی
درست 14 سال پیش بود، خروس‌خوان یکی از آن جمعه‌های سرد زمستانی که دوست داری بعد از یک هفته مدرسه، تخت تا هر وقت که شد بخوابی...
درست 14 سال پیش بود، خروس‌خوان یکی از آن جمعه‌های سرد زمستانی که دوست داری بعد از یک هفته مدرسه، تخت تا هر وقت که شد بخوابی.
این جمعه اما از آن جمعه‌ها نبود. همه‌چیز با صدای جرینگ جرینگ ظرف‌ها و لوسترها شروع شد. بعد نوبت لرزش ملایمی بود که رفته‌رفته به تکان‌هایی دیوانه‌وار بدل شدند. دنیا دیوانه شده بود، دیوانگی‌ای که کمتر از یک دقیقه طول کشید، اما همه‌ی خواب‌های خوش دنیای هپروت را به‌یک‌باره پراند.
بم ویران‌شده بود. دیگر نه از شهر خبری بود، نه از کهن‌دژ باستانی‌اش. درست پیش از سپیده‌دم شبح مرگ هزاران نفر را با خود برده بود و ده‌ها هزار نفر دیگر بیخانمان به عزا نشسته بودند. فاجعه بزرگ بود، آن‌قدر که فکر نمی‌کردیم روزی فراموشش کنیم، اما کردیم.
درست 14 سال بعد، چهل‌وچند روز مانده به سالگرد زلزله‌ی بم، زمین بار دیگر تپید و همه‌ی کابوس‌های ترسناک قدیمی دوباره جان گرفتند. امواج زلزله قلب ایران را لرزانده بود. خبرها گویی تمامی نداشتند، همه با نفس‌هایی حبس‌شده در سینه خبرهای جسته‌وگریخته‌ی زلزله‌ی غرب کشور را نظاره می‌کردند. اما در این میان اتفاق دیگری هم افتاد.
خبرهای عمومی در شبکه‌های اجتماعی و حتی رسانه‌ها رفته‌رفته جای خود را به شایعات و تصاویر تاریخ‌مصرف‌گذشته دادند. دیگر همه کارشناس شده بودند و نظریه صادر می‌کردند. تئوری‌های توطئه و شبه‌علم رفته‌رفته در میان خبرها قوت گرفتند، آن هم درحالی‌که حادثه درست در قلب هفته‌ی ترویج علم ایران رخ‌ داده بود.
بعضی هارپ را مقصر ماجرا می‌دانستند، بعضی دیگر زلزله‌ را ناشی از انفجاری مرموز در عراق می‌پنداشتند و ده‌ها پندار عامیانه‌ی دیگر که قریب به‌اتفاق آن‌ها هیچ پشتوانه‌ی علمی قابل قبولی نداشتند.
حقیقت این است که متأسفانه هیچ‌کس برای مواجهه با زلزله‌ای با این قدرت آماده نبود. نه افکار عمومی‌، نه رسانه‌ها و نه ارگان‌های مسئول، هیچ‌یک عملا آماده‌ی مواجهه با آنچه رخ‌ داده بود، نبودند.
همه‌ی آن‌هایی که کارشناس شدند و شایعات را ساختند یا آن‌ رسانه‌هایی که شایعات را دست‌به‌دست کردند، فراموش کردند که همه‌ی ما در قبال حرف‌هایی که می‌زنیم یا اخباری که دست‌به‌دست می‌کنیم و و عواقب آن‌ها مسئولیم. اهمیت ترویج درست علم در جامعه برای مقابله با همین حرف‌وحدیث‌ها در شرایط وقوع بحران‌هایی ناگوار همچون واقعه‌ی تلخی است که در غرب کشور عزیزمان رخ داد.
پرونده‌ی ویژه‌ی این شماره‌ی دانستنیها کم‌وبیش در مورد همین چیزهاست؛ این‌که یادمان باشد چه چیزی را باور کنیم و چه را باور نکنیم و در شرایط بروز یک حادثه چگونه مسئولانه واکنش نشان دهیم.
در این پرونده سعی کردیم تا ضمن بازگو کردن برخی از حقایق و سوالات مطرح در مورد زلزله‌ی غرب کشور، به ابعاد مختلف نقش شایعاتی مثل هارپ و واقعیت پشت پرده‌ی آن‌ها هم بپردازیم.
در نتیجه اگر کنجکاوید که چیزهای بیشتری در مورد زلزله‌ی کرمانشاه یا هارپ و دیگر شایعات بدانید این پرونده را از دست ندهید.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code