منبع : تلگرام

نویسنده: محمدرضا نوروزی روزنامه‌نگار علم
فامیل ما (که همچون بسیاری از فامیل‌های ایرانی و تهرانی، تعداد زیادی از جوانانشان حداقل لیسانسیه هستند) یک گروه تلگرامی دارند برای تنظیم قرار و مدار دیدارهای فامیلی و نشر مطالب جذابی که درخور جمع خانواده است و …
فامیل ما (که همچون بسیاری از فامیل‌های ایرانی و تهرانی، تعداد زیادی از جوانانشان حداقل لیسانسیه هستند) یک گروه تلگرامی دارند برای تنظیم قرار و مدار دیدارهای فامیلی و نشر مطالب جذابی که درخور جمع خانواده است و ….همه هم تلاش می‌کنند چیزی درآن بنویسند، نوعی ابراز وجود تلگرامی که این روزها همه درگیرش هستیم، اما آنچه باعث شده این متن را بنویسم این آمار است که با مرور پست‌های  دوماه اخیر دراین گروه تلگرامی عایدم شده است:
دراین گروه از هر ۱۰ پستی که منتشر می‌شود ( پست‌های بازنشری و به عبارتی غیر«اورجینال») سه پست کاملا قلابی است و خطای غیرقابل گذشت، دو پست خطاهای فاحشی که می‌تواند کاملا اشتباه برداشت شود و خطای بزرگ بسازد، سه پست هم دارای خطاهای معمولی که شاید با اغماض فراوان بتوان از کنارشان گذشت و دم نزد. دو پست باقیمانده هم تقریبا بی‌ارزش هستند که اگر بخوانید و نخوانیدشان فرقی ندارد ( از این پست‌هایی که مثلا توصیه‌های حکیمانه‌ی فلان سلبریتی قدیم و جدید و مرده و زنده‌ی عالم و ایران را شامل می‌شوند). به عبارت ساده‌تر، درهمین یک گروه، تقریبا هر پستی که بازنشر شده است یا ایراد دارد یا بی‌ارزش است و تنها نوشته‌هایی ارزش خواندن و توجه دارند که اصل‌اند و نویسنده‌شان معلوم است و موضوعش درحوزه‌ی تخصص نویسنده است. (که البته دراین گروه فامیلی، پست‌های اورجینال درحد اعلام خبر جلسات و نشست‌های فامیلی است و برخی اوقات شوخی‌هایی که خود افراد می‌نویسند و بازنشری نیستند و تک و توک موضوعی قابل تامل از اوضاع و احوال جامعه یا علم یا رویدادی در نزدیکی‌هایمان)
حالا نمی‌خواهم این آمار را به همه‌ی گروه‌ها تعمیم دهم، اما براساس یک نگاه عمومی ساده، اوضاع همه جا همین است، کم و بیش. حالا واقعا چه باید کرد؟ تا کی و چطوری باید با این موضوع و موج غریب تمایل به بازنشر هر نوشته‌ای کنارآمد؟ من متخصص جامعه‌شناسی نیستم که بتوانم بگویم چرا و چطور این همه آدم‌ها دوست دارند دیده و شنیده شوند که در طول روز این همه در گروه‌های شبکه‌های مجازی فعالانه در تلاشند از خود ردپا و اثری برجای گذارند...اما حالا که این همه تمایل به حضور دارید، کمی دقت کنید تا ردپای درستی از خود برجای گذارید. من راه‌حل‌های زیر را می‌شناسم که البته الزاما همه‌ی راه‌حل‌ها هم درست نیست:
 هیچ متنی را بازنشر نکنید مگرآن‌هایی که نویسنده‌ی معتبرشناخته شده دارند یا از مجاری رسمی منتشر شده‌اند. هر وقت وسوسه شدید چیزی را بازنشر کنید بلافاصله زیر لب بگویید«به من چه» به عبارتی از خودتان بپرسید چرا باید شما بازنشرش کنید؟ آیا درآن امر متخصص هستید؟ مسئولیتی دارید؟ اگر جوابتان نه است، بی‌خیالش شوید و بازنشرش نکنید.
  اگر در پاسخ به پرسش« به من چه » مسئولیت اجتماعی و وجدان شهروندیتان بروز کرد، تلاش کنید این مسئولیت را درمقام یک دیدبان تقویت کنید و برای ابراز وجود در شبکه‌های اجتماعی از این نقشتان مایه بگذارید. شما در زندگی روزمره‌تان با چه مشکلاتی مواجه هستید؟ مثلا فلان خیابان آسفالتش خراب شده و شهرداری و کسی دیگر به آن توجه نمی‌کنند؟ این موضوع با ارزشی است برای توجه شما. درباره‌اش بنویسید، آدرس دهید و عکس بگیرید و منتشر کنید و ... قبول دارم که این کار سخت‌تر از فشردن دکمه‌ی فوروارد است، اما به مراتب با ارزش‌تر و بی‌خطاتر است.
 کتاب بخوانید؛ خیلی زیاد. هرچه را خوانده‌اید، در یک پست تلگرامی خلاصه‌وار بازنشر کنید... به کتاب ارجاع دهید تا شاید دیگران هم تشویق به خواندن آن شوند. این طوری نقش پررنگی درجامعه خواهید داشت و ابراز وجودتان در تلگرام هم خیلی باکلاس‌تر از قبل می‌شود؛ شک نکنید.
 اگر صاحب تخصصی هستید(هر چه باشد) و علاقه و توان نگارشی و فرصت مناسب دارید، تلاش کنید دانسته‌هایتان را به درستی و دقت درقالب نوشته‌هایی کوتاه و جذاب به دیگران بیاموزید. دراین حالت تلگرام ابزار خوبی است.
 اگر صاحب فن و دانایی هستید ولی حوصله و وقت و علاقه و توان نگارشی برای ساختن و نشر محتوا را ندارید، متون دیگرانی را که بازنشر کرده‌اند، به دقت بخوانید و ایرادهایشان را بگیرید و تذکر دهید، اگر نوشته‌ای دروغ و اشتباه دارد، حتما و حتما و حتما اعلامش کنید. نترسید از این که به شما انگ همه چیزدان یا خود بزرگ‌بین یا چیزهایی از این دست بزنند.
 هروقت نوشته‌ای را دیدید که درابتدایش نوشته :«اگر ایرانی واقعی هستی« یا » تو را به خدا به همه برسانید«یا» اگر وجدان دارید» و ... و بعد نوشته این متن را منتشر کنید تا به دست همه برسد، آن نوشته را اصلا نخوانید و دیلیتش کنید... از قدیم به ما یاد داده‌اند آدمی که راست می‌گوید قسم نمی‌خورد... حالا هم همین حکایت است، کمی مدرن‌تر.
  اگر خون ایرانی در رگهایت هست این نوشته را بازنشر کن... D;



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code