بال‌های هیچ

نویسنده:
«در روزگاران گذشته، ما از هیدروژن استفاده می‌کردیم، سبک‌ترین گاز جهان. اما دردسر داشت.» سیگاری می‌گیراند دود از سوراخ بینی‌اش بیرون می‌جهد و باد آن را از کشتی هوایی پر سر و صدا بیرون می‌برد؛ به آسمانی پر ازبارکش‌ها، نفربرها و سفینه‌های تفریحی -مثل این یکی- که همه با هیچ شناورند...
بال‌های هیچ
ایان ترگیلیس
«در روزگاران گذشته، ما از هیدروژن استفاده می‌کردیم، سبک‌ترین گاز جهان. اما دردسر داشت.» سیگاری می‌گیراند دود از سوراخ بینی‌اش بیرون می‌جهد و باد آن را از کشتی هوایی پر سر و صدا بیرون می‌برد؛ به آسمانی پر ازبارکش‌ها، نفربرها و سفینه‌های تفریحی -مثل این یکی- که همه با هیچ شناورند. رنگ یاخته‌های تقلید زیستی پوسته‌ کشتی‌ها، به شکلی طیفی تغییر می‌کنند تا در واکنش به تغییر شرایط نوری، تولید برق خورشیدی را بهینه کنند. سفینه‌ها آکواریومی از ماهیان مرکب شده‌اند.
«بعد نوبت هلیوم شد. سنگین‌تر، اما غیرقابل احتراق.» سیگارش را به سمت لبه‌های شش ضلعی دیواره‌های درخشان سفینه ول می‌دهد. خاکستر و آتش می‌بارد؛ اما کشتی منفجر نمی‌شود. جمع سرمایه‌گذاران نفسی از سر راحتی می‌کشند. «چیز به درد بخوری است، اما ذخیره‌مان ته کشید. مردم هیچ وقت قدر این را ندانستند که هلیوم زمین در طول سالیان دراز دوران رادیواکتیو انباشت شد. هیچ وقت نمی‌شود آنقدری تولید کنیم که توفیری داشته باشد، حتی به کمک همجوشی هسته‌ای هم نمی‌شود.»قفسه تفنگ‌هایش را باز می‌کند. «عنصر بعدی که در این شرایط به شکل گاز است، نیتروژن است که در این جو به کاری نمی‌آید.»
مسافری پرسید: «پس اون بالا چیه؟»
جواب داد: «هیچی. مطلقا هیچی.» شات‌گانی بیرون کشید، قسمت مورد علاقه‌اش در طول نمایش بود.
خلاء بهتر از هر چیزی شناور می‌شود و هرگز هم با اتمام منابع روبه‌رو نمی‌شوید. اما پوسته‌ای محکم لازم است که این خلا را در برابر فشار بیرون حفاظت کند. دهه‌ها طول کشید تا چیزی قوی و در عین حال سبک ساخته شود.»
وقتی که پوسته نانوکامپوزیت فوق کش‌سان سفینه را نشانه رفت، خنده‌ای عصبی جمع را در برگرفت. با علامت او، پوشش رنگ یاخته‌ای زیر پوسته خلاء شفاف و بی‌رنگ شد. خالی و میان تهی بود؛ هیچ تکیه گاه داخلی نداشت. تنها پوسته‌ای به ضخامت یک برگ کاغذ بود که پنجاه هزار متر معکب فضای خالی را دربرمی‌گرفت.
گفت: «مثل این.» و بعد ماشه را چکاند.
«در روزگاران گذشته، ما از هیدروژن استفاده می‌کردیم، سبک‌ترین گاز جهان. اما دردسر داشت.» سیگاری می‌گیراند دود از سوراخ بینی‌اش بیرون می‌جهد و باد آن را از کشتی هوایی پر سر و صدا بیرون می‌برد؛ به آسمانی پر ازبارکش‌ها، نفربرها و سفینه‌های تفریحی -مثل این یکی- که همه با هیچ شناورند. رنگ یاخته‌های تقلید زیستی پوسته‌ کشتی‌ها، به شکلی طیفی تغییر می‌کنند تا در واکنش به تغییر شرایط نوری، تولید برق خورشیدی را بهینه کنند. سفینه‌ها آکواریومی از ماهیان مرکب شده‌اند.
«بعد نوبت هلیوم شد. سنگین‌تر، اما غیرقابل احتراق.» سیگارش را به سمت لبه‌های شش ضلعی دیواره‌های درخشان سفینه ول می‌دهد. خاکستر و آتش می‌بارد؛ اما کشتی منفجر نمی‌شود. جمع سرمایه‌گذاران نفسی از سر راحتی می‌کشند. «چیز به درد بخوری است، اما ذخیره‌مان ته کشید. مردم هیچ وقت قدر این را ندانستند که هلیوم زمین در طول سالیان دراز دوران رادیواکتیو انباشت شد. هیچ وقت نمی‌شود آنقدری تولید کنیم که توفیری داشته باشد، حتی به کمک همجوشی هسته‌ای هم نمی‌شود.»قفسه تفنگ‌هایش را باز می‌کند. «عنصر بعدی که در این شرایط به شکل گاز است، نیتروژن است که در این جو به کاری نمی‌آید.»
مسافری پرسید: «پس اون بالا چیه؟»....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code