آیا جناب وات، آقای نیوكامن را دور زد؟

نویسنده:
جیمز وات مصداق عینی آدم درست در زمان درست و مکان درست بود؛ چطور؟ الان به شما بگویند «وات»، یاد چی می‌افتید؟...
جیمز وات مصداق عینی آدم درست در زمان درست و مکان درست بود؛ چطور؟ الان به شما بگویند «وات»، یاد چی می‌افتید؟ یاد «چی» می‌افتید؟ چی؟ وات؟ آها! نه، نه؛  این وات نه، آن وات. ای بابا. Watt، نه What. به قول آقای مدیری، افتاد الان؟ خب  از وات یاد چی می‌افتید؟ آفرین: کیلووات، مگاوات، نیروگاه بوشهر... نه نه! خیلی دیگر آن‌طرفی نروید. اَه! اصلا همه‌ی بازی را خراب کردید. نمی‌خواهد دیگر؛ خودمان می‌گوییم: شما از وات یاد ماشین بخار و سوت کتری می‌افتید. آن هم در حالی که او نه اولین آدمی در تاریخ بود که به ماشین بخار ربط داشت، نه جایی از زندگی‌اش به کتری گره خورده بود. تنها دلیلش این است که وات آدم درست در زمان و مکان درست بود.
درست برخلاف «توماس نیوکامن»، که آدم درستی بود و در مکان درستی هم قرار گرفته بود، اما زمان نادرستش به مثابه یک علامت منفی عمل کرد و مثبت در مثبت در منفی، منفی شد و امروز هیچ‌کس حتی اسم او هم به گوشش نخورده. این آقای نیوکامن (که اگر یک «ت» آخرش اسمش داشت، معنی‌اش می‌شد «اظهارنظر جدید» و بعدش برایتان نوتیفیکشن می‌آمد؛ هارهارهار)، اولین ماشین بخار را برای کار با تلمبه‌های آبی بیست و چند سال قبل تولد جیمی اختراع کرد، اما همین زمان نادرست کارش را ساخت و کسی تحویلش نگرفت. جیمی تقریبا نیم قرن بعد، هی با آن ماشین‌ها ور رفت و طول و جای پیستون و میل‌لنگ و سوپاپ‌هایش را عوض کرد تا یک چیزی درست درمانی ازش درآمد و خودش به عنوان مخترع ماشین بخار معروف شد. این‌قدری هم مثل گاوس معرفت نداشت که بگوید نه نه؛ من بر شانه‌ی غول‌هایی مثل اقلیدس ایستاده‌ام (حالا شاید هم نیوتن بود که گفت بر شانه‌ی ارشمیدس ایستاده‌ام)...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code